و اين منم

 

 

 

یکی از تفریحات اخیر من این شده که برم خونه مامان بعد پیغامهایی رو که رو پیغامگیر  تلفن جدیدشون گذاشتم گوش بدم. بعد قاه قاه بخندم. یعنی من تاحالا هر کی بهم میگفت لوس تو دلم بهش فحش میدادم که من با این زمخت حرف زدنم کجاش لوسم؟! قبلا ها وقتی زنگ میزدم به خونه یکی و طرف نبود بعد پیغام دهنده به طرف میگفت که یه دختر لوسی بوده و فوری میفهمیدن من بودم  ولی من قبول نمیکردم. هزار بار این عمو ها به والده ام تذکر دادن که این دخترت رو تربیت کن انقدر لوس حرف نزنه . نه من قبول میکردم نه مامان که به حرف زدن یدونه دخترش هم می نازید.  اگه زود تر بیخیال اون تلفن انگشتی قدیمی شده بودن الان من اینقدر شرمسار حرف زدنم نبودم.  آهای کسانی که تا حالا با من صحبت تلفنی داشته اید ! آیا من هنوز هم لوس حرف میزنم یا فقط روی پیغامگیر خانه مامانم پیغام های لوس میذارم؟!

یادتونه یه دختر ایرانی مکیزیکی بود که چند سال پیش با منصور (خواننده) میپلکید؟! چند وقت پیش تو یه ویدئو از گروه بک استریت بویز دیدمش :)

بلاخره پدربزرگم را بعد از ٢ سال دیدم :) پسره ابروهایش را تراشیده بود و مو های سفیدش بیشتر شده بود. کمتر میشنید و چشمهایش احتیاج به عمل داشت . میگویند قلب و قندش هم مشکل دارد. خوب بود به گمانم.

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ در ۱۳۸٩/۸/٩