و اين منم

 

 

 

سال نو همگی مبارک با کلی آرزوهای خوب!!

ما رفتیم همدان . ١٠ روز اونجا بودیم و واقعا واقعا خوش گذشت. خیلی وقت بود این طور با آرامش و طولانی همدان نرفته بودیم. چند تا موزه رفتیم و گنجنامه و باباطاهرو یه چند تا ظرف خوشگل سفالی خریدیم که می خوام اگه وقت کردم توشون هفت سین بچینم :))) بعد یه روز آفتابی با تله کابین رفتیم کوه که برفی بود حسابی و روی سنگها خوابیدیم و آفتاب گرفتیم. این آخری واقعا تجربه ی بینظیری بود .

کلی هم مهمونی رفتیم و ١٠ پرس چلوکباب خوردیم !!! از بس مردم همه تنبل شدن. روز آخر مریض شدم و از شدت گلو درد داشتم میمردم که البته دو تا پرستار خوب داشتم و زودی خوبم کردن:)) بعد جالبه تا پام رسیده تهران زنگ زدن که بیا سر کار و واضحه که منم نرفتم.

اصلا دلم برای کار و خونمون و تهران تنگ نشده بود. انقدر که یه سری فکر افتاده تو سرم و باید بررسی کنم ببینم چه کار کنم حالا در این سال نو !!!

 

فعلا...

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ در ۱۳٩٠/۱/۱٠