و اين منم

 

 

 

 

از سری نوشته های نصفه شبانه.

اینکه تو خونه موندم. اینکه به غیر از ورزش و خرید دیگه بیرون نمیرم از خونه، باعث شده فکر زیاد بکنم. نقشه بکشم. برنامه ریزی بکنم. بعضی هاش رو یادم میره و بعضی هاش پر رنگ و پر رنگ تر میشه. این فاصله ی بین  من و اجتماع  باعث شد دل ببرم. از خیلی از روابط دور بشم و با فاصله بهشون نگاه کنم. نتیجه خوب بود.  با اینکه نتیجه گیری تلخ بود اما خوب بود. واقعا به این همه آدم احتیاج  نیست. شلوغی دلیل شاد بودن نیست.  خیلی از روابط فقط انرژی میگرفتن و هیچ باز دهی نداشتن.  من هیچ وقت به چشم معامله نگاه نمیکردم به دوستی هام ولی انگار اشتباه میکردم. شرایط جدید زندگیم  انرژی مازادی برام نمیزاره .  باید  برای خودم و خانواده ام و اون چند تا  آدم مهم زندگیم حفظشون کنم. 

ممنون نگا عزیز برای راهنمایی. واقعا جای این بچه توی خونه نیست. از تابستون حتما میرم دنبال یه مهد خوب.  کاش تا اون موقع فقط 4 تا کلمه بیشتر حرف بزنه و  یه کم از این تنبل بازی دست برداره. 

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٤:۱۸ ‎ق.ظ در ۱۳٩۳/۱۱/۱٦