و اين منم

 

به خاطر يه آرشيو خونی مفصل شديدا تصميم به آپ کنی مزمن طبق سابق گرفتم و الان کلی تو حسم. بهتره ديگه اينجا رو از اين مردگی در بيارم و يه رنگ و بويی بهش بدم. فقط حيف که از اون قالب قبلی اين آخريها ديگه چيزی ازش باقی نمونده بود و فعلا مجبورم با همين سر کنم تا يه قالب قچنگ پيدا کنم.

از اين شکلک خيلی خوشم مياد پس

من زياد آدم شکمويی نيستم ولی وقتی شکلات ميبينم ديگه به سختی ميتونم خودم رو کنترل کنم.فقط حيف که بعدش حالم بد ميشه.آخه يعنی چی؟؟؟

وقتی از خواب عميق  نصفه شب بيدارم ميکنه که چرا کمرت رو باز گذاشتی ؟دلم ميخواد سرم رو بکوبم به ديوار.آخه ،چرا ؟نداره که.

 

اينم خيلی دوسش دارم.


نوشته ی saghi در ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ در ۱۳۸۳/۱٢/۸