و اين منم

 

رفتم بخش جراحی تا ظهر اونجام بعد از ظهرها ميرم پروتز. بخش جراحی رو زياد دوست ندارم. شلوغه و يه جورايی شبيه روز قيامت ميمونه که ميگن هر کی فکر خودشه. نزديکترين دوستت مريضت رو ميقاپه که يه دندون بيشتر بکشه. منم ميگم به جهنم . ارزش حرص خوردن رو هم نداره. بيخيال دوستی و مریض ميشم و راست راست واسه خودم ميچرخم و کتاب ميخونم و بدون استرس ميرم کنار بچه هايی که تو کارشون گير کردن وای ميستم و به توضيحات اساتيد گوش ميدم و هی سرم و تکون ميدم که آره خيلی حاليمه. بعد از يه هفته فقط يه بخيه کشيدم که اونم ديگه انقدر توش مهارت پيدا کردم که وقتی استاد بالا سرم وايساد هيچ ايرادی نتونست بگيره. منم کلی اعتماد به نفسم رفت بالا.

سر صبحی بدون توجه اومد(فکر نکنم ديگه بتونم بهش بگم دوستحالا حالاها) و يه مريض برداشت. حتی بهش نگفتم که اين مال من بوده حوصله فکرکردن بهش رو هم نداشتم. کلی معاينه ميکنه فورسپس عوض ميکنه بيحسی ميزنه . می افته به جون مريض هيچی معلوم نيست. دکتر مياد هی اين ور اونور ميکنه ريشه باقی مونده است و ظاهر کلينيکی به عکس راديو گرافی نميخونه. دو تا تيکه رو مياره بيرون. دنبال ريشه سوم ميگرده. گاز عوض ميکنه شستشو ميده .دکتر به اون بيخيالی و ريلکسی کلافه شده که چرا هيچی از ريشه پيدا نيست. ميگه پرونده رو باز کنن. تو ريکارمنت مریض اين دندون قبلا کشيده شده .اون دو تا تيکه هم از استخوان مریض بوده.دکتر ميگه واقعا که شاهکاری شما. برق از سر همه ما میپره . اشتباه به اين بزرگی؟!! دلم به حال مريض بيچاره ميسوزه. اگه اين اشتباه رو من کرده بودم همونجا ترک ميخوردم و بايد با خاک انداز جمعم ميکردن.احساس ميکنم خدا داره به روش خودش حمايتم ميکنه . کلی آرامش پيدا ميکنم. دکتر بعد از ظهر موقع رفتن يه لبخند شيرين ميزنه و سال خوبی رو آرزو ميکنه دلم ميخواد بقلش کنم.

بعد از ظهر ها با وجود اون همه خستگی تو بخش پروتز به راحتی ميگذره. چون استادم تنها فرشته ايه که دندونپزشک شده. مريضم هم يه خانوم به تمام معناست. خوشحالم که واسه عيدش يه روکش داره که جای دندون خاليش رو پرکرده.

ديروز رفتيم مجردها فقط واسه اينکه بخنديم. کم هم نخنديديم ولی فروتن افتضاح بود. اين مرد هيچ وقت نبايد نقش کميک بازی کنه . هيچ وقت.

در راستای تجربياتی که پيدا کرد در انواع محصولا ت جديد چيتوز: اسنک با طعم سالسا من نميدونم سالسا چيه ولی اين اسنک طعم همون آبگوشت يا ديزی خودمون رو ميده .به خدااااا. اسنک با طعم ناچو با پنير ، ناچو رو هم نميدونم چيه ولی اين يکی فقط شور بود همين. اسنک کرانچی که بهتر بود اسمش رو ميذاشتن گرزی. خيلی بامزه است و يه طعم به خصوص ميده. ارزش يه بار امتحان کردن رو داره. و لی با تمام اين محصولات جديد اسنک چکابی يا کچابی از همه بهتره. خودم که عاشقشم فقط حيف که يه کم نايابه.


نوشته ی saghi در ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/۱٢/٢٥