و اين منم

 

۱-۲-۳ امتحان ميشه....

يه کم باور کردنش سخته که دارم دومرتبه مطلب مينويسم.  شما اينا رو ميبينيد؟؟؟؟

نه بابا نمرده بودم. مريض هم نبودم ولی کلی اتفاقات از عيد تا حالا واسه کامی افتاده بود که نميتونستم بنويسم. فکر کنم يکی سر سال تحويل دعا کرده بود که کامی بترکه. راستی سال نو مبارک( بابا آپديت).الانشم چون وضع ماليم خرابه و انقدر پول ندارم که برم يه سيستم جديد بخرم حالاحالا ها لنگم!!!! اولش با يه توطئه شروع شد اونم از طرف مامان.چون امتحان داشتم و به اين وسيله ميخواست که خوب درس بخونم اما بعدش ترکيد!!!

خوب ديگه ...چی؟...هيچی؟...بيمزه!!!

دارم يه رژيم کوفتی مگيرم. پوستم افتضاح شده. اعصابم هم که ديگه هيچی...ديشب زير دوش تقريبا زار ميزدم. تا اينکه آب يهو سرد شد و مجبور شدم به جای زار زدن يه فکری به حال آب کنم. يه سردردهايی هم ميگيرم که خيلی شبيه نورالژيه. ...پس نتيجه ميگيريم که جنبه يه رژيم رو هم ندارم.ای خاک بر سر من که نميتونم چند گرم هم وزن کم کنم!!!

ميشه بشه...

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ در ۱۳۸٤/٢/۱٤