و اين منم

 

 

تا همين چند سال پيش هر موقع کلمه اقلاً رو استفاده  ميکردم، مامان ميگفت اين چه کلمه ايه ؟ تو از بچهگی هم اينو ميگفتی در صورتی که اصلا وجود نداره!! انقدر از اين کلمه  اشتباه  رو استفاده نکن! و منم فکر ميکردم که چه طوری تونستم اين کلمه رو بسازم. و گاهی برام حتی ساختارش عجيب ميومد. اقلا ً، اقلاً، اقلاً.... و هر بار ديگه که تکرارش ميکردم به نظرم بی مفهوم تر و نا مانوس تر ميومد. يه جورايی ديگه باور کرده بودم که اين کلمه وجود نداره. تا اينکه يه بار توی دانشگاه اين کلمه رو از يه نفر ديگه هم شنيدم و مثل احمق ها از جام پريدم که مگه اين کلمه وجود داره يا نکنه تو هم خودت اينو ساختی؟؟؟ بعله اونموقع فهميدم که من اشتباه نميکردم اين مامان بوده که اشتباه فکر ميکرده. اونشب کشف بزرگم رو به مامان گفتم و اون فقط گفت ...( راستش يادم نيست که چی گفت فقط يه چيزی بکار برد که نشون دهنده بی اهميتی کشف من بود)و همين.  

پيتر پن رو ديدم. اين بچه ها خيلی قيافه جذابی داشتن ها حواستون هست؟؟!

 


نوشته ی saghi در ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ در ۱۳۸٤/۳/۱٤