و اين منم

 

 

 

يک روز گه پشت سر گذاشته شد!!!

 

 هر اتفاق بيخودی که ممکن بود بيوفته افتاد تا اعصاب داغونم از اينی که هست بدتر بشه. اتفاقای بد رو نميگم چون حوصله مرورش رو واقعا ندارم .همين قدر کافيه که دارم از دست همه ميکشم ، از مريض و استاد گرفته تا ديوونه های توی خيابون. مامان هم که ديگه تقريبا به يقين رسيده که دخترش ديگه چيزی به اسم  اعصاب نداره تصميم داره که ببندتم به يه رژيم عرقيجات آرام بخش تا کارام تا اونجا که ممکنه به دارو و قرص نکشه. ولی من بيشتر از همه الان به يه mp3 آهنگهای سنتی احتياج دارم که ندارم. حالم هم از هر چی بوداوا و اين چرت و پرت هاست به هم ميخوره . باور کنيد حتی به اصفهانيان هم راضی ام ولی هيچی هيچی هيچی ندارم . نتيجه اين ميشه که بايد برم سرم رو بکوبم به ديوار .

 

 

قابل توجه بهاره جون ، بلاخره پاييز در نيويورک رو ديدم اونم با زيرنويس ژاپنی و بايد بگم که با تمام احترامی که نسبت به قيافه وينونا رايدر قائلم در مقابل نوامبر شيرين دوست داشتنی ،اصلا  نچسبيد.( مقايسه تا حدودی به خاطر تشابه داستانی بود ) جديدا فهميدم به اين هاليوود اگه  رو بدی کلی فيلم های هندی رو ميذاره تو جيبش البته بدون آواز و رقص.


نوشته ی saghi در ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ در ۱۳۸٤/٤/٧