و اين منم

 

امشب بازم گفتم طوطی٬ گفتن گرونه ! گفتم مرغ عشق . گفت دوتا. يکی باشه ميميره. گفتم دوتا .گفتن  نه . که کثيفه که مريضی مياره . سعيد اينجا بود از جا پريد که من ميگيرم برات.خودش ميخواسته و نذاشته اند. گفتم ميذارم تو اتاقم. کسی نيا اونجا. باز هم گفتند نه. يک روز به آخر عمرم که مانده دوتا مرغ عشق ميگيرم. يکی سبز و يکی آبی.
 
بعضی وقتها که به گذشته خودم فکر ميکنم دلم واسه خودم خيلی ميسوزه.
 
خبر خوب. ديگه مردک شبها با چاقو نميافتد دنبالم که زخمی ام کند.
 
نشسته ام حساب کرده ام که اگر ۲-۳ بار ديگر از اين پوزيشنها برايم بگيری٬ هفتادو يک درصد احتمال دارد که چفت کنم.
 

نوشته ی saghi در ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ در ۱۳۸٤/۱٠/۱٤