و اين منم

 

چند روز پيش چشن بود واسه روز معلم. اولش برام مسخره بود ولی بعد موقعی که از استادا تقدير ميکردن شور مجلس منم گرفت. يه جوری که فکر کنم تو تمام عکسها اگه افتاده باشم انگشتام تو دهنمه و دارم سوت ميزنم. هرچند که استادهای دوست داشتنی زياد بودن اما سوت زدنم  برای خيلی ها به خاطر احمقترين بودن و ديوانه ترين بودن و منگ ترين بودن  و خيلی چيزای ديگه بود. استادی که باهش تحقيق برداشتم سومين استاد نمونه و استادی که باهش پايان نامه برداشتم چهارمين استاد نمونه شد. فکر نميکنين که اين نشون ميده من چقدر گزيده گزينم؟!!!!!!

ريحان اس ام اس زده و شمارت رو خواسته . توضيح هم داده برای چه کاری ميخواد.مهم نيست که چرا فکر کرده من شمارتو دارم ٬ مهم اينه که چرا فکر کرده بايد توضيح بده؟!!!

وقتی من ساکتم و تو چيزی نميگی ٬ وقتی من ميگم تو گوش نميدی. چه فايده که هر جا من هستم تو هم هستی٬ هر موقع ميرم تو هم ميری٬  هر موقع ميشينم تو هم ميشينی . لعنتی چه فايده.... 

کاش انقدر دور و برم آجر نچيده بودم.

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ در ۱۳۸٥/٢/۱٥