و اين منم

 

 

به به که چه قالب خوشگلی دارم!!!!!!!!!!

امروز خيلی شانسکی يکی از مريض های ۲ ترم پيشم رو ديدم که واسش کامپوزيت ونير کرده بودم. مريض ارتوی يکی از بچه ها بود و طرف تا حالا نفهميده بود که سانترالهای مريضش ونير شده. بعد از چند ماه هيچ تغيير رنگی نداده بود. تقريبا محشر بود( بابا خود تحويل!!!!). جالبه که دو تا از بچه ها که پيش دو تا از استادهای خودمون ونير کرده بودن تغيير رنگهای وحشتناکی داشتن. مال يکيشون نارنجی شد و مال يکی ديگه خاکستری. اونوقت کار من خدا رو هزار مرتبه شکر از اولش هم قشنگتر شده بود. هم خودش و هم مامانش  کلی تحويلم گرفتن.اين رضايتی که تو برخورد و نگاهشون بود خيلی مزه داد:)))))))))

ولی بعدش يکی از استادخانوما حالم رو گرفت. غيبتهام بيش از حد بوده و ميخواد بهم صفر بده:((((( نامرد!!!  رفتم يه استاد ديگه پيدا کردم که شايد يه کمکی بتونه بکنه . قراره فردا نتيجه اش رو بگه. دعا کنيد به خير بگذره.اگه ميشه خيلی دعا کنيد!!!!

 بلاخره هر ۴ تا انگشت رو رد کردم. کاش فردا بيای و به جای هر حرفی فقط چند دقيقه به چشمام خيره بشی. کاش اجازه بدی من هرچی که خودم دوست دارم از توی چشمات بخونم.بخونم که تو اين مدت تو هم مثل من بيتاب بودی...

 قضيه کوتاه کردن موهام هم فعلا منتفی شد. تنها حمايت کننده بخش خانگی هم نظرش رو عوض کرد و من که تو اين شرايط به شدت دهن بينم ٬ تصميم گرفتم فعلا کاری انجام ندم.

کسی خبر نداره که رونالدوی تيم پرتغال مجرده يا متاهل؟!!! و اگه احيانا مجرده دنبال زن دندونپزشک ميگرده يا نه؟!!

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ در ۱۳۸٥/۳/٢٧