و اين منم

 

 

 

 بزنم به تخته کلی حالم خوبه الان!!! هر چی که تو پست قبل نوشته بودم  يه جورايی رفع و رجو شد البته به غير از ريکارمنت که اونم هم يه کم بيخيالش شدم هم اينکه ديدم ميتونم يه روز ديگه برم بخش اطفال و به مريضها بگم اونموقع بيان .  اس ام اس که بلافاصله بعد از پست مطلبم درست شد و ماشينم يکی دو ساعات بعدش :))) امروزم رفتيم کنگره ترميمی که خيلی خيلی خوب بود. قبلا ها که ميرفتيم نصف بيشتر هدفمون چشم چرونی(!!!) و آشنايی با آدمهای جديد يا حداکثر گرفتن اشانتيون از قرفه ها* بود. ولی امروز بدون اينکه تيم راه بندازيم واسه رفتن ٬ فقط من و دوست جون رفتيم و مثل بچه ی خوب نشستيم و به سخنرانی ها گوش داديم. تو غرفه ها * هم به جای آت و آشغال جمع کردن همش حواسمون به تعرفه ها و متريال و اينسترومنت های جديد بود. يه عالمه سوات دار شديم :))))))) تازه استاد راهنما جونم برد به يه آقايی معرفيم کرد که واسه پايان نامه يه کمک خيلی بزرگه و واسه اولين قدم يه تيوپ کامپوزيت مجانی بهم داد به علاوه اطلاعات خيلی مهم . هومممممم...

خيلی مسخره است که وقتی دوست تو و دوست جون من يهو ما رو قال ميذارن و ميرن باز ما ميچسبيم به اينکه  هوا چقدر خوبه و وای چه تعطيلی بزرگی!!!!

يه روز يه اکیپی ميرن کوهنوردی٬ شب ميبينن يکی هی داره داد ميزنه جورج جورجججج جورج !!!!! اينا ميگن ما که جورج نداشتيم و ميگيرن ميخوابن . صبح که پا ميشن ميبينن ترکه رو گرگ خورده...

 

** هر چی فکر کردم يادم نيومد که غرفه درسته يا قرفه !!!

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ در ۱۳۸٥/۸/٤