و اين منم

 

سلام امتحان ديروزم رو خيلی خوب دادم واسه همين تصميم گرفتم بقيه روز را جشن بگيرم اونم حالا چه جشنی راستش من هر روزی که توش درس نخونم و با خيال راحت وقت تلف کنم برام جشنه. ديروز بعد امتحان قرار بود با يکی از دوستام برای اينکه عيشمون ديگه حسابی تکميل بشه بريم سينما فيلم شبهای روشن ولی قسمت نشد از همون روز اول که اين فيلم اکران شد من هی می خوام برم ببينمش و هی نمی شه.

امروز قراره آخرين مرحله پروتز کامل عملی که به زبان محاوره ای ساختن دندون مصنوعی هست رو انجام بدم .آخی انقدر اين يه دست دنونی را که دارم می سازم دوسش دارم که نگو خيلی خوشگله . اگه هر موقع يکی تون هوس کرديد دندان مصنوعی بذاريد حتما من رو خبر کنيد . فقط نمی دونم چرا همش نگرانم که نکنه يه وقت تو مرحله پختن حباب بزنه خراب بشه.اون وقت يعنی ديگه صفر يعنی زحمت های ۲-۳ ماه پر.

راستی من خيلی دلم می خواد اينجا عکس بذارم ولی بلد نيستم می شه يکی که بلده برام خوب توضيح بده ياد بگيرم . ثواب داره ها.


نوشته ی saghi در ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ در ۱۳۸٢/۱٠/٢۱