و اين منم

 

 

 

۶-۷ ماهی ميشه که دوتا بالش ميزارم. اولش  به خاطر جلوگيری از ليز خوردن بالش اصلی بود ولی بعدش از اينکه يه چيزی بود مخصوص تخت و اتاق  من٬ خوشم اومد. رنگی کردم تخت رو از خودم .ولی حالا اين قضيه دو تا بالش يه کم دردسر زا شده. درست نميدونم به خاطر اوناست يا کار تو دانشکده . ولی گردنم به شدت درد ميکنه . يه درد گوشتلخ. از عصری هم با يه شال بستمش که خيلی مزه ی آشنايی داره :))) 

 

...و رسالت من اين خواهد بود
تا دو استکان چای را٬
از مان دويست جنگ خونين
به سلامت بگذرانم!
تا در شبی بارانی٬
آن ها را
با خدای خويش
چشم در چشم هم٬ نوش کنيم!
 
«حسين پناهي»

  

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ در ۱۳۸٥/۸/٧