و اين منم

 

 

ميوه های نيمه دوم مرموزن. تو در تو . هر کدوم يه قصه دارن . برعکس ميوه های نيمه اول که زیبا و خوشمزه هستند و به نظرم هالو. بايد واسه نيمه دومی ها وقت گذاشت به غير از نارنگی که فکر کنم خنگترين ميوه اين گروهه. برام ارزشمندن:)))

ديگه نبايد نه از دوست جامعه شناسم فيلم بگيرم نه به سفارشش فيلم بخرم. حالا گيرم مارلون براندو توش بازی کرده باشه. از ديشب دارد مغزم را ميجود :((

يه چيز عجيب. از امروز تصميم گرفتم که يه کم درس بخونم !!!

چقدر اين تلقين کردن موثره. چند روز پيش حال منشيمون خوب نبود و داد دوست جون فشارش رو بگيره. بعدشم چون بيکار بوديم نشستيم فشار همديگه رو گرفتيم. موقعی که داشتن دستم رو باد ميکرد( يادتونه پلنگ صورتی رو؟!) من کلی حس خوبی داشتم و فکر ميکردم ديگه فشارم از ۱۲ يا ۱۱ کمتر نيست. ولی آخرش بهم گفتن که فشارم نه و نيمه. هنوز گفتن کامل جمله تموم نشده بود که يه احساس ضعف کل بدنم رو گرفت. خودمم تعجب کردم!!!

 

پ.ن: اين بلاگ رولينگ که فيلتر شده!!!کی باز خواب بد ديده؟!!

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ در ۱۳۸٥/۸/٢٦