و اين منم

 

 

 

من يه بدبختی بزرگ دارم و اونم اينه که وقتی سرما ميخورم فکر ميکنم هر خوراکی که دوست دارم باعث ميشه که خوب بشم و با اعتقاد زياد دنبال اين نوع درمان ميرم بيشتر. مثلا الان فکر ميکنم اگه شيرکاکائو داغ با بيسکوييت بخورم گلوم خوب ميشه و يا اگه بستنی بخورم ديگه سرفه نميکنم. به اينکه انگور هم برام خوب نيست هيچ اهميتی نميتونم بدم. يه چيزی هم قبلا واسه صدای گرفته بلد بودم که الان يادم نمياد ولی خيلی خوشمزه بود .

بلاخره پا رو دلم گذاشتم و کادوی دوستم رو بهش دادم . ولی انگار زياد خوشحال نشد. کاش واسش گوشواره گرفته بودم...

ذهنم به خلاء اخير عادت نداره :(((

 اين دردهای زنانه ی تطهيرکننده ...هومممممممم. دوسشون دارم:))

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ در ۱۳۸٥/٩/٤