و اين منم

 

 

 

   

 

یه کار بامزه کردم. یه آیدی خودم رو توی یه آیدی دیگه اد کردم و هی واسه خودم آف میذارم و خودم رو دلداری میدم. وقتی که آفها رو میخونم زیاد حس خوبی ندارم ولی اون موقع که دارم مینویسم خیلی خوبه. یه حس خوب دور و برم رو میگیره :)))) آدمیزاد  چه کارایی که نمیکنه!!!

من همیشه فکر میکردم اگه بیکار باشم و همیشه تو خونه باشم کلی هم بهم خوش میگذره. ولی امروز دقت کردم دیدم تقریبا تمام عصر های جمعه به یه بهونه ای رفتم بیرون. اونم چه بهونه هایی مثلا خرید شیر ٬ بستنی٬ شکلات... امروزم رفتم که خودکارای رنگی رنگی با اتود بخرم. اونموقع که من دبیرستان بودم آخرین اتودی که خریدم ۹۰۰ تومن بود و یادمه دیگه گرونترین بود. الانم  فکر میکردم همون قیمتها باشه. وقتی که آقاهه قیمتش رو گفت٬ بلند گفتم نههههههههههه!!! بعدم پشیمون شدم و گفتم مرسی با همونهایی که دارم سر میکنم. شاید خیلی هم گرون نبود به نسبت لوازم تحریر و قیمتهای جدید ولی من انتظارش رو نداشتم.

امروز آشپزی یعنی قسمت برنج پختنش با من بود. هم برنجش سوخت هم دست خودم هم کابینتی که قابلمه رو گذاشته بودم روش. تا حالا فکر نمیکردم  این چوبهای کابینتی هم ممکنه بسوزن. ولی جای گردالی ته قابلمه روش مونده و منم هنوز صداش رو در نیاوردم که چه گندی زدم یه مدت هم که بگذره فکر نکنم کسی بفهمه که کار من بوده :))) ولی دستم خیلی میسوزه یه تاول بد شکل هم زده :((((((

 من عاشق این عکسم. میدونم که قبلا هم گذاشتمش ولی خیلی نازه و حیفم اومد که خواننده های جدیدتر نبیننش :)

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ در ۱۳۸٥/٩/۱٧