و اين منم

 

 

 

 

 بعد از پست قبلی اینترنتمون خراب شد و بعد از 2 روز که درست شد ویندوزمون پرید و بعدشم رفت پیش داداش مقصود که یه تعمیر اساسی بشه و بچم تازه دیشب رسید به خونه:)) اینه که من این چند وقته نتونستم آپ کنم.

 

خوب آخرین امتحان رو شنبه دادم و مشکل بزرگ مریضم هم خدا رو شکر امروز حل شد و اگه کارش آماه بشه و خودم هم 4 شنبه حوصله داشته باشم که برم دانشگاه میتونم تحویلش بدم. :)))) و بعدم یه تعطیلی قلنمبه و خوب که قبلا میخواستم بشینم توش مقاله ترجمه کنم و پروپوزالم رو بنویسم ( گفتم که عنوانم عوض شد این دم آخری؟!!!)ولی الان دو تا کتاب گرفتم که بخونم و بعدش هم همش رو میخوام برم یللی تللی!!! کاش فقط این محرم صفر امسال نمیومد!!!

 

دیشب فیلم عزیزم یعنی غرور و تعصب رو گذاشتم که با مقصود بشینیم با کلی عشق و علاقه نگاهش کنیم. خودم که 5 بار دیده بودمش و تقریبا اگه اول هر جمله ای رو بهم بگن تا تهش رو میتونم از حفظ بگم. بیشتر به خاطر مقصود بود که ببینه من چیا دوست دارم. یه چند دقیقه ای چشماش رو باز کرد و بعدم شروع کرد به پرسیدن که کی به کیه و جریان چیه واینا.تقریبا از دقیقه 5 آروم شد و  3- 4 دقیه بعد خوابش برد!!!! اونم 2 ساعت. امروز همین 2 ساعت خوابش کلی ابر بالای سرم باز کرده که خودم رو با انواع و اقسام زندگی های کسل کننده توشون دیدم. چرا من قبلا اصلا برام مهم نبود که مقصود اصلا فیلم دوست نداره و آخرین باری که سینما رفته مربوط به گربه آواز خوان میشده؟!!!!

وای اين پرستويی که حرف ميزنه قلب من مياد تو دهنم!!! کی ديگه ميتونه اينجوری بگه طاهره؟!!

بازم خيلی خيلی مرسی بابت تبريکهاتون :*

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ در ۱۳۸٥/۱۱/۳