و اين منم

 

 

 

اين اقاهه که الان تو تلوزيون يه آهنگ خوشگل خوند داداش يکی از بچه های دانشگامونه. يه بار خواهر همين اقاهه که خواننده است اومد تو سلف و عکس داداشش رو بهم نشون داد گفت اين داداشمه. من تا اون موقع فقط اسمش رو شنيده بودم و با خواهرش هم دفعه اول بود که حرف ميزدم . فکر کردم داره چاخان ميکنه ولی بعدا معلوم شد راست ميگفته .بعد بهم گفت که الان داداشش هم ابروهاش رو برداشته هم دماغش رو عمل کرده و خيلی خوشگلتر شده وقتی يکی از کنسرتاشو ديدم تعجب کردم که چرا چند سال پيش اين کارا رو نکرده!!!

الان رفتم گاز رو روشن کردم و کتری رو گذاشتم روش و واسه اولين بار تو عمرم کبريت رو يه دسته رون کردم:)))

ديشب من يه سوال مذهبی داشتم .واسه اينکه به جواب برسم رفتم تو سايت چند تا از مراجع تقليد. واسه سه تاشون نامه نوشتم.روال هر سه تا هم اين بود که جواب رو ايميل ميکردن. يکيشون شماره موبايل خواسته بود که هرموقع جواب سوال آماده شد با اس ام اس خبر بدن. ظهر از همونی که شماره خواسته بودن يه آقای جوون و خوش صدا زنگ زد و جواب سوالم رو داد. هنوزم هيچ ايميلی بهم نرسيده. فکر کنم جمعه ها تعطيلن. ميخوام برم مقلد بشم. مقلد همينی که ازش بهم زنگ زدن.

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ در ۱۳۸٦/٧/٦