و اين منم

 

 

 

دلم يه فيلم عشقولانه هندی ميخواد از اونا که موزيکاليش زياده. 

 مريض بودم. هر دوتا اس در به در کننده رو با هم داشتم.( روم به ديوار و گلاب به روتون) رفتيم دکتر. اولين سوالش اين بود که بارداری؟!!! تا حالا هيشکی انقدر جدی بهم نگفته بود يا نپرسيده بود. نبودم. ولی سوالش جالب بود. سرماخوردگی ويروسی بود با يه معده ضعيف. پارسال من هی به اين جاری محترمه گير ميدادم که چقدر مريض ميشه و اينا. امسال خدا زد پس سرم که کارت به کار خودت باشه و حرف الکی نزن ؛)

مقصود اينجا نيست و براش ميس شدم کلی. جنبه ندارم  ميدونم. راستی کته اندازش بود. يعنی اصلا فيت تنش بود و خيلی هم بهش ميومد. خوشحال شد و شدم بسی!!!

اين تعطيليه باعث شد يه هفته پايان نامم عقب بيوفته. شايدم بيشتر. بعدا که دير شد نيايد بگيد چرا ها٬ به خاطر اين تعطيليه بوده همش!!

رفتيم عروسی. کلی هم کيف کرديم. داماد تپل ما کلی بساط شادی واسمون پهن کرده بود :))))

 يه چيز مهم. شنبه سالگرد نامزدی ما بود. به همين زودی شد يه سال.خوشحالم که  کنارمه:))))))))))

 

 

 

  


نوشته ی saghi در ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ در ۱۳۸٦/۱٠/۱٩