و اين منم

 

 

 

 

 یه سری فیلم از یکی دو سال پیش دارم که ندیدمشون. اغلبشون یا زیر نویس ندارن یا پرده ای هستن و یا گول خوردم و خریدمشون. چند وقته که فیلمه جدید واسم نیومده. یعنی از همون موقع که آقای پامچالی رو گرفتن و از اون به بعد کمه کم یه هفته طول میده تا لیستت رو بیاره.  یکی از فیلمهام دفترچه ی خاطرات بود که 1 سال پیش با دوست جون خریدیمش و همون موقع هم 5 دقیق اش رو با هم نگاه کردیم و بعد دیدیم که تو مودش نیستیم و بقیه اش رو نگاه نکردیم. از اون موقع من هنوز تو مودش نبودم تا امشب. امشبم میخواستم کلیک رو ببینم که باز نشد و به ناچار رفتم سراغ این. مدرسه راک رو هم گذاشته بودم جلوم که اگه یه موقع دیدم نمی تونم معطل نکنم و عوضش کنم. ولی خوب تا آخرش رو دیدم. نمیدونم کار  درستی بود یانه. خودم دیدن هر فیلم درامی رو که کمیک نباشه واسه خودم ممنوع کرده بودم و الان بهش گوش ندادم و کلی افکار و خاطرات بهم حمله ور شده. عیب از فیلم نیست که خیلی خیلی هم زیبا بود. عیب از کله ی منه که یه صندوقچه ی قدیمی توشه که درش وا شده و همه ی خنزر پنزراش ریخته بیرون و زورم بهش نمیرسه که ببندمش. باید ولش کنم و برم. باید بهش بی محلی کنم . باید دور شم تا خودش بره پی کارش ولی هی برمیگردم . وسوسه چیزایی که ازش اومدن بیرون نمیزارن...

 

من از کامپیوتر هیچی نمیدونم. فقط بلدم ازش استفاده کنم . این پروکسیه که خراب شده و کار نمیکنه نمیذاره من بعضی از دات کامی ها رو وا کنم. حتی وب نوشین رو هم که دات کامی نیست رو باز نمیکنه.جنازه ی پروکسیه پاکم نمیشه . چی کار کنم؟

 

 

برم یه چیزی نگاه کنم روحیه ام عوض شه :)

 

 

 

 

دينگ دينگ: اينو وقتی فکر ميکردم پرشين باز ترکيده درست کردم. اسباب کشی کنم؟!!

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ در ۱۳۸٦/۱۱/۱٧