و اين منم

 


یک ساعته که حاضر شدم و منتظرم که مقصود بیاد و با هم بریم ماهی و تنگ و سنجد و سنبل بخریم. یه هفته است که میگه با هم میریم و منم هر بار که میگفت با اینکه شک رو تو چشماش میدیم باور کردم.  الان همون دوستم که مدارکش رو فرستاده بود که برم دنبال نظام پزشکیش اس ام اس زده که عیدت مبارک ولی من باهاش قهر کردم و نمی خوام جوابش رو بدم.میدونید تمام اون مدتی که من از این اداره به اون اداره دنبال کاراش بودم شوهرش هم تهران بوده ولی حتی نیومد که از در خونه مدارک رو بگیره و زنگ زد که خودت پستشون کن. بعدم حتی یه اس ام اس خشک و خالی نفرستاد که ممنون. منم ناراحت شدم خیلی. حس کردم بازم ازم سوء استفاده شده. حتی الانم که یادم اومد ناراحتم کرد.ولش کن در عوض منم عروسی دعوتش نمیکنم:)))))


اگه بدونید چه تخم مرغ های خوشگلی درست کردم؟!! عکسشون رو میزارم به زودی.  سبزه مون خیلی کچله. من هر دوتاش رو گذاشتم. یکیش گندمه که وحشتناک زشته و یکیش عدسه که زود گذاشتم و چند وقت دیگه فکر کنم میوه بده. شاید یکی دیگه خریدم. راستی یه توصیه اگه میخواهید برین مسافرت و نگران سبزه و ماهیتون هستین بزارید تو یخچال.  تجربه به من نشون داده که تا ۱۵ روز زنده میمونن.


خانواده مقصود دارن میرن مسافرت و مقصود به خاطر ما داره میمونه. طفلی کلی دلش میخواد که ما هم باهاشون بریم. ولی من به چند دلیل نمیرم. مسخره ترین دلیلش وجود یک عدد جاری یبسه که اصلا دلم نمیخواد سالم رو با اون شروع کنم. ایییییییش.


اینم یه پست درجه یک خاله خامباجی وارانه واسه آخر سال. خیلی حالم رو خوب کرد. امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشین. پر برکت و شاد و سلامت:))))

 


نوشته ی saghi در ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ در ۱۳۸٦/۱٢/٢٩