و اين منم

 

 


اینم از عید امسال که خیلی خیلی خالی بود و ما توش یدونه عید دیدنی هم نرفتیم. حتما الان حسرت میخورید که چه عالی!!! ولی اصلا هم خوب نبود. نصف تعطیلات رو سفر بودیم که خوش گذست مبسوط و کم بود البته. قرار بود روز سوم عید من یه ایمیل بزنم به مشاور آماریم و نتایجی رو که فهمیدم بهش بگم. نشون به اون نشون که تازه امروز برنامه رو نصب کردم و موفق شدم پرینت بگیرم و حالا از فردا باید بشینم ببینم این مربع مربعها چی هستن و چی میگن!!!

از اخبار خوب امسال اینه که دیگه سر کار نمیرم و نخواهم رفت!!! باورتون نمیشه ولی از بس محیط کارم بد بود دیگه از هر چی همکاره بدم میاد. البته فعلا قرار شده که بشینم این پایان نامه کوفتی و لعنتی رو تموم کنم و بعدم به کارای عروسی برسم. بعدش هم تازه میخوام بشینم واسه تخصص بخونم که البته این آخری واسه فرار از مشغولیت حرفه ایه و اصولا منو چه به این حرفها.

و اما اون بازی شیرین سال گذشته که دیگه یه رکورد زدم تو جواب دادنش.
اول از همه هنگامه با همه ی آهنگهاش.
اون ترانه سیاوش قمیشی که میگه من همون جزیره بودم...
بیژن مرتضوی و اونی که ساعت ساعت توش میخونه
زیبا شیرازی و اون آهنگهای خانوادگیش که هر موقع من و مقصود در شرف قهر هستیم آشتیمون میده.
مهستی که نمیتونم بگم همه ی ترانه هاش ولی خیلی هاش که بعضی هاش موسیقی متن خاطرات خوبی هستن.
یکی از ترانه های اصفهانی که توی آلبوم حسرتش هست و هیچی الان ازش یادم نیست:)
یه خواننده ای هست که اسمش خشایار ه و فامیلیش یادم نمیاد. همونی که من بهارم تو زمین رو خونده . یه سال عید من ۴۸ ساعت پشت سر هم فقط اینو گوش میدادم با یه آهنگ از شادمهر که فقط کلمه ی معبودش رو یادمه!
خداییش کیف کردید که چه حافظه ی موسیقیایی جادویی دارم!!!

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ در ۱۳۸٧/۱/۱٧