و اين منم

 

 

تقریبا سه هفته دیگه به عروسی مونده و هنوز دفاع نکردم. فکرم نکنم که برسم دیگه اگه فقط بتونم وقتش رو بگیرم واقعا دیگه عروسیمه. هر روز به خودم و بقیه ( هر کی که ببینم) میگم که چقدر کار دارم و تا شب دنبالشون میدووم. تموم نمیشن ولی لامص... دو روزه که فقط داریم کارتهای عروسی رو درست میکنیم. از من به شما نصیحت اگه خواهر و دختر خاله و دختر دایی دم دست ندارین تا اونجا که میتونین کارت ساده و بی دنگ و فنگ انتخاب کنین ترجیحا یه ورقی. این که ما فکر میکردیم ساده است اینجوری وقتمون رو گرفت. امروزم رفتم تور خریدم که بدم واسم فرفریش کنن . تمام وقتی که داشتم میرفتم دنبالش به این فکر میکردم که سه متر طور بخرم. وقتی رسیدم به مغازه ، آقاهه گفت عرضش سه متره و منم خیلی مزخرف و بدون فکر فقط به همون سه متر فکر کردم و یه متر خریدم. الان یه تور دراز یک در سه متر دارم که به احتمال زیاد به درد نمیخوره و فقط اگه شانس بیارم و اندازه پنجره ها باشه میتونم به عنوان توری پنجره ازشون استفاده کنم :))) !!!!! لباسم هم ازش نمیدونم چرا خبری نیست. هفته پیش که زنگ زدم گفتن تو راهه و هفته دیگه میرسه و گفتن بیا یه چند تا کار دیگه هم داریم ببین. نکنه یه جریانی در کار باشه ؟! الان که من دارم مینویسم  مقصود طفلی داره تو اون خونه عرق جبین میریزه و سعی میکنه به اونجا یه سرو سامونی بده. فکر کنننن یعنی من از سه هفته دیگه به اونجا میگم خونمون و به اینجا میگم خونه مامانم اینا.

خیلی چرت چند وقته که هی میگم عجالتا این، عجالتا اون. عجالتا فلان کنیم عجالتا بیسان کنیم. یعنی دیگه از این قلمبه تر نبود که بشه تکیه کلام؟!!

کسی جای مطمئنی رو واسه خرید گبه سراغ داره؟!

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ در ۱۳۸٧/۳/٦