و اين منم

 

 

 

تو یکی از وبلاگها که گاهی میخونم و لینکش اینجا نیست یه آهنگ خیلی غمگین پخش می شه که مخصوص همین موقع هاست.همین موقع ها که اول شب یه تلفن بهت شده با پیش شماره ٣ و بدون اینکه حرفی بزنه قطع کرده. همین موقع ها که یاد تلفن های جون جون افتادی که گاهی همین پیش شماره میافتاد و  اوایل خوشحال میشدم که شاید برگشته و الان می خواد سوپرایزم کنه و بعد میفهمیدم که یه اشتباه مخابراتی بوده فقط. همین موقع ها که دلم براش تنگ شده و اون دیگه جوابم رو نمیده و آرزو دارم که تلفن امروز  مال اون بوده که از اون دور دورا بهم زنگ زده و باز اشتباه مخابراتی اتفاق افتاده . دلم میخواد فکر کنم که اونم دلش برای من تنگ شده هرچند که قهر کرده ،و امروز فقط دوست داشته صدام رو بشنوه . هوووووووووم اون آهنگ مخصوص همین موقع هاست که من بین  رویا و گذشته میچرخم و هوس کردم دونه های اشک سر بخوره توی یقه ام. 

 

چند روز پیش یه آقایی اومد تو اتاق معاینه و گفت واسه مریض اچ آی وی مثبت هم کار میکنید و گفتم آره فقط آخر وقت بیاد. از پذیرش صداش کردن  اچ آی وی مثبت ،خود آقاهه بود و ۵ دقیقه بعد از پذیرش اومدن که نه الان توربین واسش نداریم و نمیشه ( بهانه ) و فرستادنش رفت. امیدوارم اون آقا صبرش زیاد باشه و بتونه طاقت بیاره این برخورد ها رو. و یه روزی به این نتیجه نرسه که بهتره  بیماریش رو پنهان کنه و یا از ما انتقام بگیره.

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ در ۱۳۸٧/٩/۱٦