و اين منم

 

 

 

 وفایی یه گوساله است. وفایی هم نیست یه چیز دیگه است فامیلیش، از روز اول گفتم وفایی الان که ٢ ماه گذشته هنوز نگفته من وفایی نیستم. وفایی یه گوساله است که یکی آدم فرضش کرده و آوردتش تو این دم و دستگاه. حالا یه وقتایی رییسش نیست و میشینه روی صندلی اون. وفایی یه گوساله است که نه احترام دکتر حالیشه نه شخصیت منشی. ار اونهاست که یه روز یکی باید حالش رو بگیره تا یادش بیاد کیه. از همونهاست که خدا شناخته و بهش شاخ نداده.  دعا میکنم ترفیع بگیره و وجود استرسی اش رو جمع کنه و بره. آمین. اصلا کاش فردا سوسک بشه.

مهمونی برگزار شد. نه تنها خانواده ی مقصود بلکه تا اونجا که میشد از فامیلهاش رو هم دعوت کردیم. خیلی هم به همه خوش گذشت. حتی به خانوم داداش مقصود. باورم نمیشه که داشت همراه با بقیه میخندید !!!! همون یه مدل خورشت رو که امتحانش رو دیگه پس دادم با دو تا غذای حاضری و یه کیک خوشمزه درست کردم. یه غذا هم از بیرون گرفتیم. فقط هم همون روز مهمونی انرژی گذاشتم :))))

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ در ۱۳۸٧/۱٠/٢٢