و اين منم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چند وقته موقع هايی که کانکت ميشم يه صدايی مثل بوق دزدگير مدام ميگه اين دم عيدی واسمون خرج درست نکن .نيم ساعت اول بهش محل نميذارم ولی بعد نيم ساعت ديگه تبديل به جيغ و داد ميشه منم مجبور ميشم بيخيال اينترنت شم . تصميم گرفتم يه قلک واسش بذارم .مثل اين تلفن قلکی ها واسه هر ساعت ( آخه ما زير يک ساعت کار نميکنيم) يه پولی بندازم توش . منتها سر قيمت موندم .مزنه بازار دستم نيست.

  • از يه دوست عزيز خيلی وقته که خبر نداری . دلتم واسش خيلی تنگ شده پا ميشی سر زده ميری پيشش . بعد از کلی ماچ و بوس و حرف های الکی و ذوق کردن ميبينی دوستت چقدر لاغر شده . لباس سياه هم پوشيده .میپرسی چی شده ؟ يهو دوستت ميزنه زير گريه . هاج و واج نگاش ميکنی .اينبار آروم تر میپرسی چه اتفاقی افتاده ولی دوستت فقط زار ميزنه.بغلش ميکنی ولی هيچی نميتونی بگی . لال ميشی و گلوت رو بغض ميگيره . بابای دوستت توی تعطيلات بين ترم فوت کرده وتو احمق تواين مدت يه حالی از دوستت نپرسيدی.از خودت بدت مياد... تنها کاری که از دستم بر ميومد اين بود که ببرمش بيرون و هر چی مسخره بازی بلد بودم در بيارم تا برای ۲ ساعت هم که شده  برای خوشحال کردنش کاری کرده باشم .ولی موقع خداحافظی آی غمی تو نگاهش بود.........آی غمی بود..........
  • آقا بد جور داره بوی عيد مياد ها....
  • ازتون ممنونم که در مورد اون قضيه دوست داشتن نظر دادين خيلی بهم کمک کرد.
  • من بلاخره فلافل خوردم . ولی فروشندش اخر فری کثيف بود . همه گفتن نخور . ولی من خوردم هنوز تو دلم يه احساسی دارم .

نوشته ی saghi در ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ در ۱۳۸٢/۱٢/٢۳