و اين منم

 

 

 

خبرای بد رو همیشه نصفه شب میدن !! این یه قانونه. ساعت ۴ صبح بود که فهمیدیم مامانی رفته و ساعت ٣ صبح بود که به مقصود خبر دادن خانوم جانش خوابیده. هر زنگ تلفن نیمه شبی منو از جا می پرونه و قلبم جلوتر از خودم به سمت تلفن میدووه.  تلفن امشب اشتباه بود و به ما کاری نداشت. هیچ وقت به کسی که ساعت 3 صبح  زنگ زده و اشتباه گرفته اعتراض نمیکنم.  حتی به خاطر اینکه به جای گفتن خبر بد فقط یه شماره اشتباه گرفته ممنونش هم هستم. مچکرم آقایی که اشتباهی به جای شماره آقای بابایی خونه ما رو گرفتی. واقعا میگم ....

نمیدونستم مسیر شرکت مقصود تا خونه انقدر زیباست.   فکر کردم دارم اشتباه میرم تا اینکه پارک خوشو نشون داد، سواره  هیچ کدوم از این باغ های زیبا معلوم نبودند. حتی پارک هم خوشگلتر شده بود. فقط یه کم راهش زیاد بود . وقتی رسیدم خونه  پاهام رو احساس نمیکردم .

 

 

   


نوشته ی saghi در ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ در ۱۳۸۸/۳/٤