و اين منم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راحت .گرفتم خوابيدم .دارم خواب جوجه ی رنگی هم ميبينم . يکيشون بنفشه. يکی مياد بيدارم ميکنه . ميگه بريم همدان؟؟؟؟؟ من ميگم : من خوابم مياد نميآم.بعد ميگيرم دومرتبه ميخوابم. نيم ساعت بعد يکی ديگه مياد بيدار ميکنه ميگه پاشو وسايلت رو جمع کن داريم ميريم همدان!!!!!!! من موندم اون نظر پرسيه ديگه چی بود. الانم هر لحظه منتظرم يکی سرم جيغ بکشه بگه: پاشو بريم .........

خولاصش که کلی گرفتاريم. تازه دارم با ۳ نفر هم همزمان چت ميکنم و رفتنم رو اعلام ميکنم.

  • فهميدم حالا. بعضی ها عکسا رو نميبينن . بعضيها ميبينن. چاره اش هم اينه که عکس ها رو اپلود کنم.
  • من رفتم بای.
  • سال خوبی داشته باشيد
  • جيغ رو کشيدن.

نوشته ی saghi در ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ در ۱۳۸٢/۱٢/٢۸