و اين منم

 

 

 

یه چیزی بگم فضا عوض شه. امروز تولدمه. یوووووپ من صبح دنیا اومدم :))))) خیلی بخوام یه جوری به قضیه نگاه کنم باید بگم که گیاهمون که نمیدونم اسمش چیه هم همین امروز صبح گلش متولد شده و اگه نخوام یه جوری نگاه کنم باید اینو بگم  که گلش ناقصه. یعنی نصف برگهاش در نیومده . احتمالا خیلی تلاش کرده تا به این روز برسه و نصف گلبرگهاش رو نتونسته به خاطر عجله بارور کنه. هوووووووووم طفلی.  من میبخشمش ولی.

مقصود قراره یه ساعت دیگه بیاد بریم واسم کادو بخره. این مرد تا آخر عمرش و عمرم هم یاد نیمیگیره سوپرایز کردن رو. سعی میکنم دیگه تلاش نکنم بهش یاد بدم!

شام شاید مهمون داشته باشیم شاید نه. یه هفته پیش یه عده ای بهم گفتن میخواهیم شب تولدت بیایم سوپرایزت کنیم!!! حالا من نمیدونم وایسم تا ببینم اونا یادشونه و میان تا همون موقع سوپرایز بشم یا اینکه شروع کنم به شام پختن و تدارک دیدن و اونا هم نیان :(

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ در ۱۳۸۸/٤/۱٧