و اين منم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خولاصه اينکه عيدتون مبارک

ما امسال يه سينی هفت سين چيديم توپ . کامل کامل تازه اگه سينی رو هم حساب کنی ميشه هشت سين .يه ماهی هايی داشتيم اندزه بند انگشت .که يکيشون همون شب اول سقط شد و به سال تحويل نرسيد .اما ادم های دور سينی کامل نبودن . مامانی ديگه نبود . بابايی لباس سياه هنموز تنش بود و ميگفتن که داشته گريه ميکرده .دايی سعيد سربازی بود وبرای سوم بهش مرخصی داده بودن . خاله شيفت بود . بقيه هم داشتن اينور اونور ميدوئيدن که لباس نوهاشون رو بپوشن . من هم بگم آخه مثل چی تو دستشويی بودم آخه نميخواستم تا سال ديگه تو وضعيت اصطراری باشم . مهدی ـــ از بودای نگاه تو گفته که هر موقع سفره هفت سينشون ناقص بوده سال خوبی داشتن . حالا ما که هشت سين داشتيم چطور ميشه ؟ ؟ ولی ما حتماً سال خوبی خواهيم داشت چون من اصلا حوصله سال پر از دردسر ندارم.

  • ما از همدان برگشتيم و داشتيم ميرفتيم مشهد که از قطار جا مونديم .خيلی با مزه بود . ولی باز ما رفتيم مشهد
  • ديشب خواب ميديدم دارم با لگن از دريا ماهی قرمز ميگيرم .ولی فرداش بعضی از ماهی ها شده بودن  موش های رنگی رنگی. يعنی تعبيرش چی ميتونه باشه؟؟
  • يکی بياد به منه بيسوات بگه چطور بايد عکس آپلود کنم.( منم خودمو خفه کردم با اين عکسام).
  • محمد از سرزمين عجايب يه پيشنهاد کاری داده بود که بعد از کلی فکر کردن روش به اين نتيجه رسيدمکه چون من فعلاً همچين فرقی با بامشاد ندارم احتمالا با شکست مواجه خواهيم شد . ولی انصافا خوب پرونده پر ميکنم ها.
  • حالم بهم ميخوره از اين عيد ديدنی های بيمزه.

نوشته ی saghi در ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/۱/۱٢