و اين منم

 

 

اوه اوه انقدر ننوشتم که سال تموم شد.

من این آخر سالی واقعا از خودم شرمنده ام که با وبلاگم خیلی دوست نبودم و اینا...

فردا سال تحویله و من باز مثل پارسال فردا شیفت دارم. البته فقط تا ساعت ۴ و به اون لحظه ی توپ در کردن امیدوارم که برسم. سبزه نذاشتم و به جاش یه دونه از این مدل ببریهاش درسته خریدم. هنوز البته از هفت سین خبری نیست . چون  خونه تکونیمون تموم نشده و دلم نمیاد با این وضع هفت سین بچینم.

 این ماه آخر من بلاخره رفتم و به قول انسی استعفا دادم. اونها هم قبول نکردن البته. چون شب عید بود و بعدم عید بود و جایگزی نداشتن.

موهای گندمیم پرید. دیروز رفتم رنگساژ و خانومه موهام رو رنگ جلبک درآورده. فکر نکنم حتی اگه بشورمش هم مثل سابق بشه.

دوست ندارم یک سال گذشته رو مرور کنم حتی دوست ندارم به مرورش فکر کنم  پس نمیتونم بگم سال خوبی بود یا نه. ولی امیدوارم سال دیگه سال خوبی و بهتری باشه برای همه مون. من به آرزوهام برسم و شما ها هم بیستر نخ دندون بکشین ، یه چند نفری  هم بترکن و چند تا هم عروسی داشته باشیم و نسل هرچی گرد و خاک و کثیفی هم از رو زمین برداشته بشه. همه تا سال بعد همین موقع زنده  باشن و هیچ کس از سمت راست سبقت نگیره . هیچ مامان و بابایی هم دیسکش پاره نشه و آخر سریال لاست هم تو ذوقمون نزنه و خیلی چیزای دیگه.

فعلا :)

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ در ۱۳۸۸/۱٢/٢۸