و اين منم

 

عدل بايد همين امروز که من بايد ساعت هفت و نيم سر کلاس باشم وگرنه استاد خان برام غايبی ميزنه تو بايد سر کوچه پيدات بشه که غافلگيرم کنی؟ آخه اين انصافه که تو خودت رو کلی ترگل ورگل و شيک و پيک کرده باشی اونوقت من خواب آلوده و چرک ؟ تازه ميخواستم صورتم رو هم نشورم يه وقت خوابم نپره که توی اتوبوس بخوابم دومرتبه.

عدل بايد همين امروز که تو سبز شدی اون وسط .من ديرم بشه؟آخه من چه طوری دلم ميومد که بهت بگم ديرم شده اونم بعد از شونصد سال که ديدمت؟

............

خولاصش اينکه من ۵ دقيقه دير رسيدم و با پر رويی رفتم برگه حظور غياب رو از جلوی استاد برداشتم و اسمم رو نوشتم هر چند که استادخان سرم داد کشيد و همه بهم خنديدن . ولی مهم نيست چون من کلی امروز خوشحال و ناراحت بودم.

  • يادتونه چند وقت پيش يه خواب ديده بودم در مورد ماهی و اين حرفها؟ يادم رفت بگم ماهی ما فرداش مرد . احتمالا روح ماهی ها بعد از مردن تبديل ميشه به موشهای رنگی رنگی با بال های سفيد.
  • ومن همچنان پاچه ميخوارانم.
  • چند وقته وجدانم بد جور درد ميکنه . وقتی که ميبينم من به اين رشته اصلا علاقه ندارم و هر روز به زور ميرم دانشگاه . شايد اگه من نميو مدم يکی که خيلی بهتر از من بود و بهتر استفاده ميکرد ميومد.

نوشته ی saghi در ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/۱/٢٧