و اين منم

 

 

 

روز جمعه ی من اینطور دل انگیز شد که ساعت ١١ بیدار شدم. یه چایی بد مزه خوردم. یه فیلم خیلی خوشل هلندی نگاه کردم و زرشک پلو با مرغ از دیشب مونده رو واسه ناهار میل کردم. بعد  خیلی خوشحال اومدم اینجا که به شما خبر بدم :)

دو تا دستیار جدید برام اومده و من دوستشون ندارم. یکیش یه دختر ٢٣ ساله است که به نظرم حرف زدن و حتی چهره اش خیلی پیر میاد و یکی یه دختر کم حواس و بی دقت که خیلی حرف میزنه. دستیارهای دوست داشتنی قبلیم دیگه اینجا کار نمیکنند. اینجا همونجایی هست که خودم کار میکنم.

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ در ۱۳۸٩/٧/٢۳