و اين منم

 

 

 

 

دیروز اولین گلدونم رو ساختم. یه گلدون معمولی از اینا که گل های باغچه رو توش میکارن. مامان مقصود واسم یه گیاه قلمه زده بود و گفتم به جای اینکه برم یه گلدون واسش بخرم بزار خودم یدونه بسازم.

میخواستم کلاس لعاب هم ثبت نام کنم که استادم گفت خیلی سخته. ولی مامان میگه خب سخت باشه یاد میگیری بلاخره. این روحیه مامان رو که مرتب در حال تشویق و حمایته خیلی دوست دارم. هر کاری که بخوام شروع کنم هر تصمیمی که بگیرم هر کلاسی که اسم بنویسم تشویقم میکنه. نمیدونم از عمده یا واقعا همه ی کارهام رو تایید میکنه؟!! هر چی که هست خیلی خوبه.

هوا سرد شده و من تو خونه دماغم و نوک انگشتام یخ میکنه.  مقصود شاید آخر این هفته واسه کار یه هفته بره مسافرت و من دلم نمیخواد. ته دلم آرزو میکنم بهش ویزا ندن ولی همون ته دلم مطمئنم که میره. همین الان لرزیدم از سرما.

دوست پریودنتیستم. من فقط یه نفر رو میشناسم که پریو میخونه. اونم از بیشتر زندگیم خبر داره و خوشحال میشم که اینجا هم دنبالم کنه. اگه اون نیستی میشه خودت رو معرفی کنی؟!

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ در ۱۳٩٠/٧/۱٦