و اين منم

 

 

 

می دونید چیه ؟! من کلا آدم اهل تلفن و اس ام اس و این  چیزا نیستم. قبض موبایلم تا حالا به غیر ازسه بار از 8 هزار تومن بیشتر نیومده. خیلی موقع ها حوصله ندارم جواب اس ام اس بدم و وقتی یکی پیغام میزاره که بهم زنگ بزن , 50 درصد ممکنه که زنگ بزنم. اینه که وقتی یه روزایی مدام گوشیم زنگ میخوره دیوونه میشم. وقتی مثلا تو یه روز یه نفر 3 بار به هم زنگ میزنه تو بگو حالا واجب ترین کار , دلم میخواد کتکش بزنم. معلومه که نمیتونم کتکش بزنم و اینه که داغون میشم.  اینا رو گفتم که تعریف کنم چند وقت پیش پدربزرگم مریض بود و تو بیمارستان بستری. تو اون روزا من سخت ترین روزهام رو داشتم. نه به خاطر نگرانی و این حرف ها فقط و فقط به خاطر تلفن های بیخودی که بهم میشد. تا اینکه یه شب تو بیمارستان دو تا دایی هام با هم دعواشون میشه. اول خاله و بعد زنداییم بهم زنگ زدن. بعد مامان و بعد در مراحل مختلف دعوا یکی  از دایی ها و به تناوب اون مامان که خبر ها رو از اون یکی دایی میرسوند. این شد که دیگه برای اولین بار گوشیم رو خاموش کردم و شروع کردم به عر زدن که ولم کنید  ( میدونم  که خیلی خودخواهی بود ) از اون به بعد هم دیگه به هیچ کدوم از  کسایی که اون شب ر×××دن به اعصابم زنگ نزدم.  حالا دو روزه افتادم به غلط کردن و هی زنگ میزنم  که حال پدربزرگم رو بپرسم و کسی جوابم رو نمیده :((( از ماست که بر ماست گویا!!!

برم یه لیوان آب بخورم. شما هم بخورید که خیلی خوبه :)

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ در ۱۳٩٠/۱۱/٤