و اين منم

 

 

 

الان چند وقته که تا کاملا از تخت بیام بیرون دو یا سه بار از خوب بیدار بشم. و اگه تو اون مرحله اول خواب خوبی دیده باشم از هول اینکه سریع برای یه نفر تعریفش کنم تو مرحله دوم اولین آدمی که میاد تو خوابم , خواب قبلیم رو براش تعریف میکنم و تو مرحله سوم  این ماجرا رو واسه نفر بعدی میگم.  امروز که داشتم تو مرحله دوم خوابم رو برای همونی که تو مرحله اول خوابش رو دیده بودم میگفتم که آره دیشب خوابت رو دیدم و اینا. خیلی باحال و شیر تو شیر شده این چند وقته. حالا اگه مقصود بینش بیدارم کنه واسه اونم تعریف میکنم همه رو :))))))

حالا بهترین خوابم فکر میکنید چی بوده؟! شاید بهترین خوابم نباشه ولی برای یه آدم شکمو یه مهمونی تو باغ با دیوار های زرد و آسمون آبی و هوای تابستونی و از همه مهمتر هلو انجیری ها آبدار و بزرگی به اندازه ی یه پیش دستی نه تنها بهترین بلکه زیباترینه.

مرسی نگار , تصحیحش میکنم :)

بهار من شمارت رو ندارم. اگه تو داری بهم یه جوری برسون :×

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ در ۱۳٩٠/۱٢/٦