و اين منم

 

 

 

 

چه اتفاق هایی ممکنه بیوفته که یه مهمونی که شما میزبانش هستید خراب بشه؟! خواب امروزم مجموعه ی این اتفاق ها بود و نمیدونم چرا من سمج دل نمیکندم از خواب و بیدار نمیشدم. خدا میدونه چند بار جیغ کشیدم و چند تا بچه رو دعوا کردم. از یه نفر هم حتی نیشگون گرفتم که یادم نیست کی بود. خدا رو شکر یه خواب بود.

برای یه دختربچه ی لوس و 8 ساله که دوستش ندارید چی میشه کادو خرید ؟! اصولا من زیاد دختر بچه های 8 ساله رو دوست ندارم . البته به روشون نمیارم :) فردا باید برم تولد و هنوز هیچی نخریدم براش. هوا هم باد و طوفانیه و میترسم از خونه برم بیرون تو ترافیک گیر کنم. نمیدونم چی به سرم اومده که انقدر از بارون میترسم. کیف و لباس و عروسک و لوازم تحریر و جواهرات بچه گونه یا عطر بچه گونه؟! یه دختر بچه ی 8 ساله ی لوس با دیدن کدوم یکی از اینا بیشتر ذوق میکنه؟!  اوه چه رعد و برقی زد الان !!! دیروز گلم رو مثل هر روز بردم گذاشتم لب پنجره که آفتاب بخوره و خوشحال بشه. بعد از دو ساعت اومدم دیدم همه ی گل هاش ریخته. ممکنه از رعد و برق ترسیده باشه؟! یعنی ممکنه ؟!!! برم از لب پنجره برش دارم تا امروزم  اون 4 تا غنچه اش نیو فتاده.

با نصف شیر تاریخ مصرف گذشته هم دسر درست کردم و باقیش رو با کورن فلکس و بیسکوییت طی دو روز خوردم. یه قطره اش هم هدر نرفت و هنوز سالمم :)

 

خیلی بهم انرژی دادید. ممنووووونم :))))))))

 

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ در ۱۳٩۱/۱/۳٠