و اين منم

 

 

 

از خودم و خواننده های عزیزم معذرت میخوام برای تنبلی که کردم.

شاید بهتر باشه که یه کم شرحال بدم که این مدت چی شد چی نشد!!!

اول اینکه من یه کم از تو خونه موندن حوصله ام سر رفت و طی یه اقدام انتحاری رفتم دنبال مطب راه انداختن.  اوایلش خیلی خوب بود چون همش میرفتی خرید و  چیز میز چاپ میکردی. بعدش یه کم کسل کنننده شد چون یه دو هفته ای من و منشیم مینشستیم تو مطب مدام گوش به زنگ بودیم که کی یک نفر از در میاد تو. خلاصه کم کم مطب رونقی گرفت و آمد و رفتش بهتر شد. انقدر که من برگشتم به جلد قبلی خودم و منتظرم که با یه بهونه ایی چیزی نرم سر کار. مثلا فردا دو شنبه است و اگه برم پلیس جریمه ام میکنه :))

نمیدونم با این روحیه ایی که دارم چقدر دیگه دووم بیارم.  روحیه ام با کار دائم و زندگی روتین سازگار نیست.

بعدش اینکه 2 کیلو چاق شدم همش هم به خاطر سرکار رفتنه. چون موقع کار معده ام خیلی فعال میشه و من مجبورم برای اینکه صدای فغانش آبرو حیثیتم روجلوی مریض محترم که درست گوشش بقل معده ام قرار گرفته نبره  یه چیزی بندازم توش و همین یه چیزی ها شده بلای جون من و این 2 کیلو.

یه مدت هم هوس کردم برم ورزش که میره تو لیست چیزهایی که نشد.

بعد اون موقع که هوا گرم بود و مثل الان مجبور نبودم تو خونه دو تا سوئی شرت بپوشم رفتم و خودم رو قهوه ای کردم کنار استخر ولی هر کی ازم پرسید به دروغ گفتم که رفتم شنا و چون استخرش رو باز بوده این رنگی شدم :)) البته نا گفته نماند که یه دوباری هم  پریدم تو آب!!

چیزهایی که نشد رو هم بزار ناگفته بمونه و به همون یه قلم ذکر شده بسنده کنیم.

 

الانم در حالی که یه نموره حالت تهوع دارم بین دوراهی صبحانه خوردن و نخوردن گیر کردم !!!

 

 

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ در ۱۳٩۱/۸/٢۸