و اين منم

 

 

 

درجه روی یخچال عدد 18 رو نشون میده که یعنی هوا خیلی سرده.  تشک برقی که از غنائم خونه پدربزگ مقصود است و چند وقتیه که روی کاناپه جا خوش کرده میزنم به برق.  یه فنجان بزرگ رو پر از شیر میکنم و میزارم تو مایکروفر و اجازه میدم که حسابی داغ بشه. دی وی دی رو روشن میکنم . یه سریال کره ای دارم میبینم و خوشحالم که زیاد سخت نیست و نباید  تو این وقت شب از مغزم برای تماشا استفاده کنم. دوست دارم یه بسته هات چاکلت بریزم تو شیر ولی همون 2 کیلو اضافه مانعم میشه و فقط یه خرما با یدونه بیسکویت ساقه طلایی بر میدارم. پتو رو میپیچم به خودم. دکمه پلی رو میزنم و آروم آروم شیر داغم رو هورت میکشم.  از زیر و از درون داغ میشم.  چقدر این حس رخوت لذت بخشه. شیر و خوراکی های جانبی تموم شدن. روی کاناپه دراز میکشم و با لبخند سریالم رو نگاه میکنم.  این زندگی شبانه ی من توی شب های سرد پاییز است.  باشد که مستدام باشد :))

 

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ در ۱۳٩۱/٩/۱٤