و اين منم

 

اين همايش هم ما رو بد جوری مچل خودش کرده ها. امروز شيطونه ميگفت برم درگير بشم با هاشون .از بس که ......... استغفرالله.د آخه من که وقت خودم رو از سر راه نياوردم که تلفش کنم همينجوری الکی الکی . و کلی غر غر ديگه ..........

. ديروز تو دانشگاه توربين افتاد رو دستم ( همون متهه که باهاش دندون ميتراشن) منم عين احمق ها به جای اينکه ورش دارم هی پامو بيشتر رو پدال فشار ميدادم و جيغ ميکشيدم  و بالا پايين می پريدم.تا بلاخره توربين افتاد زمين و فرزش شکست ( تازه خريده بودمش).دست ما هم سوراخ شد . خوبه حالا فرزش چمفر بود وگرنه لت و پار شده بوديم . ديگه امنيت جانی هم نداريم . بايد برم بيمه بدنه بکنم خودمو .

  • و ما مصائب مسيح را ديديم وبسی اشک ريختيم و بسی از ديدن فيلم خوب باز حل شديم و کف کرديم.
  • نمی دونم اين ويرووس مزخرف از کجا پيداش شده که صاف اومده نشسته رو حنجره . صدام گرفته بد جور .عين سيگاری ها شده. هی هم حرف ميزنم به جای اينکه خفه شم . فکر کنم تا چند روز ديگه يا خوب شم يا لال.
  • چرا هوا انقدر گرمه؟ چرا؟

نوشته ی saghi در ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/٢/٢٢