و اين منم

 

 

 

 

الان  یه کاسه بزرگ توت فرنگی خوردم چون تو جزوه ای که از حرف های این و اون تهیه کرده بودم یکی گفته بود که برای بارداری خیلی خوبه و من از حرفش خوشم اومده بود. اصولا من از این مامانهای گوگلی نیستم که فقط و فقط گوگل رو قبول دارن  و  دکترشون رو. من حرف همه رو گوش میکنم و اگه خوشم بیاد  بدون اهمیت به اینکه کی و در چه سنی این حرف رو زده عملیش میکنم.

مثلا یکی گفته که بعد از زایمان کاچی باعث میشه که شکم خیلی زودتر صاف بشه و یکی هم گفته شکم بند خیلی موثره. حالا من میخوام بدون اهمیت که خود همین کاچی چقدرررررر کالری داره هم شکم بندم رو ببندم و هم کاچی ام رو بخورم.

 

چند روز پیش یه مهمونی بودیم و تقریبا کسی باقی نمونده بود که یا بهم نگنه تپل و بامزه شدی یا اینکه بشینه دلداریم بده که عیب نداره لاغر میشی و از این حرف ها.  راستش خودم که دیگه بیخیال این گرد شدنم شدم و دارم خوش میگذرونم که بعدا  مثل نگار از خوشحالی پسرم کیف کنم.   الان تنها دغدقه ام ( درست نوشته ام) اون چند تا ترک پوستی رو شکمم هست که آیا با اون پماد گرونی که دکتر داده خوب میشه یا نه. راستش موثر بودن اون پماد گرون برام خیلی مهتره چون واقعا گرون بود.  

 

یه دغدقه دیگه ام اینه که آیا روز جمعه میزارن من بدون صف برم و رای بدم یا نه؟!! البته اگه صفی در  کار باشه.

 

یه چیزی... چرا این مردهای فامیل مقصود انقدر در مورد بارداری یه زن ، محافظه کارانه برخورد میکنن؟ چرا به جای اینکه صد بار حال خودم رو بپرسن نمیان مستقیم  حال پسر توی شکمم رو بپرسن؟  چراااا؟؟؟؟  به خدا من خیلی خوشحال میشم که یکی مثل همکار  امروزم که خیلی هم با هم غریبه ایم  و زیاد آشنا نیستیم بیاد  بشینه بهم توصیه های ماه آخر بارداری رو بکنه.  من خیلی خوشحال میشم که  هر دفعه میخوام از جام بلند بشم اون مرد غریبه تر از همه تو مهمونی  بهم بگه که نه تو رو خدا شما با این وضعتون پا نشید. اصلا خیلی خر کیف میشم که شوهر خاله مامانم پاشه بره از  خونشون برام یه شکلاتی رو بیاره که شونصد تا دعا روش خوندن.  بابااااااااااااااااا من اصلا با این محبت ها  بال درمیارم عین همون حیونه که بهش تی تاب دادن. 

 

 

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ در ۱۳٩٢/۳/٢٢