و اين منم

 

 

 

 

فردا قراره بزام ( همیشه از این کلمه زایش و زاییدن خوشم میومده. برای همین به جای رمانتیک بازی و جملات شاعرانه ترجیح میدم بگم بزام و اینا...) هوممممم 9 ماه راحتی نبود ولی خیلی سخت هم نبود.  امشب انقباض هام زیاد شده نمیدونم وقتش رسیده  به صورت طبیعی یا از  نگرانیه.

 

الان یه نگرانیه دیگه هم دارم.  اونم اینکه آیا  حلقه ام دوباره تو دستم میره یا نه؟  آخه مگه مفصل هم ورم میکنه که حتی از مفصل انگشتم هم رد نمیشه؟

یا این دماغ  گنده ام  که دوبار هم عمل شده بازم به سایز قبلش برمیگرده یا نه؟ خوبه حالا قبلا عملش کردم وگرنه احتمالا الان تو صورتم  فقط مماغ دیده میشد و بس.  

 

پاشم برم  فعلا که خیلی کار دارم.  امیدوارم به زودی بتونم بیام و از احوال خودم و پسرم خبر بدم.  

 

 


نوشته ی saghi در ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ در ۱۳٩٢/٥/٢٧