و اين منم

 

بلاخره همايش ديروز برگزار شد . مثلا همايش ها علميه .نميدونم واسه بقيه رشته ها هم همينطوره يا نه؟ ولی مال ما که انگار فقط يه قراره که همه ی دانشجوها يه جا دور هم جمع بشن و يه روز رو دور هم بگزرونن .تعداد کمی تو سالن ميشينن که به مقاله ها گوش بدن . خيلی خوش گذشت . کلی خوش تیپ ديديم و روحيه مون تقويت شد .مسئولان اجرايی که کلی خوشحال بودن . چون از اون چيزی که انتظار ميرفت بهتر اجرا شده بود.

منم واسه نشريه دانشگاه يه گزارش تهيه کردم .خيلی با مزه شد . اها يه نفر هم پيدا کردم که خيلی به کامپيوتر وارد بود ميگم خيلی يعنی خيلی ها .قرار شد يه کلاس خصوصی برام بزاره . جالبه طرف ۳ ساله که باهام همکلاسه .چی ميگن يار در کوزه ما تشنه لبان ميگرديم. يه کم البته چشمامون درد گرفت از بس به پديده ها نگاه کرديم ....از توی يکی از غرفه(قرفه) ها هم يکی از محصولات اجنبی را هم خريديم که قراره خنکمون کنه.

  • تو ميدونی من دوست دارمو انقدر باهام بد اخلاقی ميکنی؟ اگه يه بار ديگه اينجوری حرف بزنی ديگه دوست ندارم..
  • يه آدمايی انقدر تند تند و زياد زياد به موفقيت ميرسن که آدم يه جورايی به شک ميوفته(به اين که حسودی نميگن؟)
  • واييييييييييی هندونه........زردالو........توتفرنگی........من تابستان را بسيار دوست ميدارم.
  • اين همه قرعه کشی برگزار ميشه من چرا هيچی برنده نميشم؟

نوشته ی saghi در ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/۳/۸