و اين منم

 

خوب من همون موقع که فهميدم نردبانی بيش نيستم . خودم رو کشيدم کنار.ولی من فقط يه پله ی نردبان بودم . پله های زيادی وجود داشتن که يا هنوز خودشون از نقششون خبر نداشتن يا خبر داشتن و به روی خودشون نمياوردن. نتيجه اين شد که اون يه عده رفتن بالا .و حالا که رسيدن بالا همه فهميدن که ای بابا ما تا حالا فقط پله بوده ايم وتازه کشيدن کنار .ولی اون يه عده الان بالای ديوارن و دارن به ريش بقيه ميخندن.متاسفانه. خيلی ناراحت کننده است که از پشتکار و علاقه ی يه عده جوون اينطوری سوءاستفاده ميشه‌،خيلی.

  • شرک ۲ را ديديم. خيلی با نمک بود. حقيقتش چيزی از شرک ۱ يادم نمياد که بخوام با اون مقايسه کنم. ولی همين که قسمت ساز و آوازش بيشتر بود جالبناکش کرده بود.اين گربه چکمه پوش هم خيلی شخصيت جالبی داشت.کلی دوسش داشتم.
  • آقای استاد درسته که شما خيلی خوب هستيد ولی ترسناک هم هستيد..........
  • چرا اين دم امتحانی من انقدر خواب آلو شدم؟ صبح سر کلاس نميرم ،ميخوابم.بعد از ظهر سر کلاس نميرم ،ميام خونه ميخوابم. شب درس نميخونم، ميخوابم. اگه من مومن باشم .اونوقت خواب مومن هم عبادت باشه، اين چند وقته کلی صواب کردم.
  • من شديدا در حال ترک هستم.

نوشته ی saghi در ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/۳/٢٤