و اين منم

چتری خريده ام که مپرس

من دلم می خواد يه هفته همين جوری بارون بياد. چون يه چتر خوشگل خريدم و دوست دارم هی باهاش برم بيرون.

چند روز پيش تو دانشگاه ما يه جلسه عمومی بود برای همايشی که قرار برگزار بشه . نمی دونم چرا اينا عکاس نداشتن ولی يه دوربين ديجيتالی داشتن.خوب دوربينه حيف بود بيافته دست يه ادم بی لياقت اين بود که من شجاعانه با اين که تا به حال با دوربين اين مدلی کار نکرده بودم داوطلب شدم که عکاس مجلس بشم . خوب طبيعی که اولين عکس رو خراب کردم و تا اومدم يه کم تمرين کنم وکلی چيز های جديد ياد بگيرم شارژ تموم شد و آقای مسئول هم دوربين رو از من گرفت و يه دوربين معمولی به جاش داد . خوب اونم يه کم طول کشيد که به کار کردن با هاش عادت کردم ولی همين که راه افتادم اونم ازم گرفتنچون اين بار صاحبش اومده بود . بعد می گن چرا ما پيشرفت نمی کنيم . خوب وقتی جلوی آموزش و چيز ياد گرفتن يه جوون رو اين جوری ميگيرن معلومه جامعه پيشرفت نمی کنه ديگه!! .


نوشته ی saghi در ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ در ۱۳۸٢/٩/۱٤