و اين منم

 

امسال ۳ بار سرما زده به درخت های باغ. هلو و زردالو و شليل که خيلی دوست دارم پريده. سيبها لک دار و خراب شده . گلابی هنوز نرسيده. گيلاس و آلبالو هم موقعی که داشتم تو گرما تو سرم ميزدم و امتحان ميدادم رسيده و چيده و تموم شده حتی کرم دارهاش هم نمونده. ديگه نميشه دلمه ی ميوه جات درست کنم و بريزم تو حلق دايی سعيد تا شبانه کارش به بيمارستان و سرم بکشه.باغ بی ميوه پر از حشره شده. اون شب تو پيراهنم سوسک رفته بود با دست گرفتمش. کسی در استخر شنا نکرده، پر از لجن شده.

ميگن اگه بوته خيار رو لگد کنی يا خيار نارس کوچولو بچينی ، گياه قهر ميکنه. من نميکنم.

چند روز  پيش رفتيم يه جاهايی که تا حالا کسی نرفته بود مثل جنگل بودن. يه سبد تمشک چيديم. خاله مربا درست کرد.اون موقه تنم گرم بود نفهميدم تيغ های توت يه جای سالم روی دستم نذاشته بودن. خيلی هم سوزش داشت. بعد هم رفتيم رودخونه پامون رو گذاششتيم تو اب . بچه که بوديم تموم تابستان رو توی رودخونه يا توی تپه ی شنی ميگذروندم. در رودخونه سد ميساختيم تا پشتش درياچه بشه . توی تپه شنی هم چاه ميکنديم و تونل ميزديم .يه بار چاله ای که کنده بوديم انقدر بزرگ بود که کل بچه های فاميل توش جا ميشدن. گور کنده بوديم و ميگفتيم قايق است . روی شنها پارو ميزديم . اقيانوس رو طی ميکرديم. گاهی هم آب قاطی شن ها ميکرديم و برج ميساختيم. الان ديگه از تپه خبری نيست. زمينش رو به استخر پيوند زدن. اين روز ها تمام شادی های کودکانه رو آب رود خونه با خودش برده.

  • يه چيزی گم شده يه چيزی کم. پيدا نميشه. شب ها جغد ميشم راه ميرم و فحش ميدم . ياد شروع ترم که ميافتم گريم ميگيره انقدر حالم خراب ميشه که مامان گفته اين ترم مرخصی بگير. حرفهام رو که به مامان ميزنم دستش رو ميذاره رو پيشونيم ميگه تب داری جدی هم ميگه.
  • .........
  • ................

پ ن : ديروز فيلم زن زيبا رو با يه تاخير چند ساله ديدم. الانم کلی حالم خوبه.


نوشته ی saghi در ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/٦/٤