و اين منم

 

ميدونيد ديگه؛ که تهيه کننده گاوخونی علی معلمه. از اون روزی هم که قرار شد که اين فيلم ساخته بشه ؛ شماره ای نبوده از مجله دنيای تصوير که توش حرفی از گاوخونی نزده باشن. از جشنواره تا الان هم تقريبا ديگه کمش يه يکی دوصفحه ای راجه بهش نوشتن. ديگه الان که موقع اکرانشه نصف مجله رو داده بودن به گاو خونی. نقد و مصاحبه و چيزهای ديگه. لابلای اين مطلبها هم يه متنی بود که بهاره رهنما نوشته بود. جالب بود ولی مهمتر از مطلبش اين بود که موقع خوندنش من هی ميگفتم( به خودم) چقدر شبيه وبلاگی ها نوشته. تا اينکه اخرش نوشته بود من (بهاره رهنما) يه وبلاگنويسم ، اين رو هم در جواب يکی از خواننده هام که تو کامنتش فلان چيز رو نوشته بود نوشتم. تا حالا من به وبلاگش بر نخوردم ، چيزی هم نشنيدم کسی خبری ازش داره؟

ای وا ييييييييييييييييييی ؛ چه معضلی شده اين خاطرات بخش جراحی ما . نمی دونستم انقدر طرفدار داره. ولی نيلی راست ميگه ، از اين به بعد قبلش علامت ميدم که سنگر بگيريد يه وقت کسی چيزيش نشه.

سقف دهنم تاول زده، از بس چايی موقع افطار داغ بود و از بس تر گرسنه بودم.

 


نوشته ی saghi در ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ در ۱۳۸۳/٧/٢۸