دیروز اولین گلدونم رو ساختم. یه گلدون معمولی از اینا که گل های باغچه رو توش میکارن. مامان مقصود واسم یه گیاه قلمه زده بود و گفتم به جای اینکه برم یه گلدون واسش بخرم بزار خودم یدونه بسازم.

میخواستم کلاس لعاب هم ثبت نام کنم که استادم گفت خیلی سخته. ولی مامان میگه خب سخت باشه یاد میگیری بلاخره. این روحیه مامان رو که مرتب در حال تشویق و حمایته خیلی دوست دارم. هر کاری که بخوام شروع کنم هر تصمیمی که بگیرم هر کلاسی که اسم بنویسم تشویقم میکنه. نمیدونم از عمده یا واقعا همه ی کارهام رو تایید میکنه؟!! هر چی که هست خیلی خوبه.

هوا سرد شده و من تو خونه دماغم و نوک انگشتام یخ میکنه.  مقصود شاید آخر این هفته واسه کار یه هفته بره مسافرت و من دلم نمیخواد. ته دلم آرزو میکنم بهش ویزا ندن ولی همون ته دلم مطمئنم که میره. همین الان لرزیدم از سرما.

دوست پریودنتیستم. من فقط یه نفر رو میشناسم که پریو میخونه. اونم از بیشتر زندگیم خبر داره و خوشحال میشم که اینجا هم دنبالم کنه. اگه اون نیستی میشه خودت رو معرفی کنی؟!

 

 

 

 

/ 5 نظر / 18 بازدید
نگار

اول از همه خیلی خوشحال شدم دوباره نوشتی.... بعد من هم کلاس سفال خیلی دوست دارم ولی هنوز پیدا نکردم جایی که به ساعت‌های من بخوره. در مورد مامانت هم فکر می‌کنم دوست داره تو رو خوشحال ببینه و از هر کاری که انجام بدی تا شاد بشی استقبال می‌کنه :) در مورد بچه هم می دونم خیلی حس بدیه هر ماه که نمی‌شه... ولی باید صبر کرد و از همین نشدن هم لذت ببر که وقتی بیاد دیگه آمده! حوصله زیاد می‌خواد.... مخصوصا اگر آدم روش تمرکز کنه زیاد! بنویس باز هم، هورااااا :) :) :)

سالومه

چه خوب که باز مینویسی. دلم برات خیلی تنگ شده. میتونی از سفالهایی که میسازی اینجا عکس بگذاری ما هم ببینیم خانم هنرمند؟ به مامانت خیلی سلام برسون . می بوسمت :)

سالومه

اومدم بگم که دوسالانه ی سفال الان در موزه امام علی برپاست. باید برات جالب باشه :) آدرس : ولیعصر - بالاتر از ونک - روبروی اتوبان نیایش- بلوار اسفندیار- اواسط بلوار سمت چپ . خوش بگذره :)) ضمنا کافی شاپ اونجا محشره :))))

سارا

بنویس دوستم دارم نوشته هاتو :) [لبخند]