دیروز از دندون یه دختر ٨ ساله ی غول پیکر با تمام توانم آویزون شده بودم تا بعد از کلی کلنجار دندون مسخره و شیریش اومد بیرون . شب از درد دستم بیدار شده بودم و نگران بودم که دستم از کار افتاده باشه.  دستم امروز نمیچرخه و احساس میکنم چوب شده ولی انگشتام هنوز کار میکنه. از بچه ها و دندونپزشکی متنفرم.  این دفعه ی آخر بود. یه نکته : اگه دندونپزشک تون رو دوست ندارید مطمئن باشید اونم همین حس رو نسبت به شما داره.

 این شلوار های گل گشادی رو که امسال مد شده بسیار دوست میدارم.

تمام صبح هایم را فرندز پر کرده است و دیگر هیچ.

میشه یه روز ببینم خونمون مرتب شده و بعدش دوستام رو دعوت کنم؟!

اوه امروز بعد از ٢ سال پرده های پذیرایی رو دادم کنارو برگ های پشتش رو دید زدم :)))

 

 

 

 

 

/ 7 نظر / 16 بازدید
بهار

اخی منم فرندز دارم اما حوصله نمی کنم ببنیم

بهار

دلن برات تنگ شده واقعا کجایی چه می کنی؟

سارا

دسپرتت تموم شد؟ من تو خماری موندم سیزن 6 رو هم تموم کردم من از بچه های یقور بدم میاد ای بدم میاد !!!!!!!!!!!!! تولدتم مبارک عزیزم

مهدی

سلام خیلی جالب بود تبریک اجازه میخوام باهاتون تبادل لینک داشته باشم لطفا بهم خبر بدین مرسی

nc

سلام دکتر جون. خوب وقتی اون بچه تا صبح از درد دندون کشیدن نتونسته بخوابه این منصفانه اس که تو هم دست درد داشته باشی دیگه. به این میگن آه مریض :))) ---- در ضمن به علت عادت مزخرفم به گوگل ریدر و اینکه تو فید نداری و تو گوگل ریدرم نیستی , دیر رسیدم و نشد به موقع تولد 28 سالگیت رو تبریک بگم. با تقریبا 15-20 روز تاخیر مبارکه :*

زینب

سلام خوبین ؟ اتفاقا منم اخیرا به دندونای شیری برخورد میکنم که موقع در آوردنش احساس میکنم دستم داره میشکنه. منم داره از کار برای بچه ها بدم میاد.